رییس قوه قضاییه: باید حد و حدود زمینهای وقفی تعیین تکلیف شود / ۲۰۰، ۳۰۰ سال پیش زمین، مزرعه یا روستا را وقف کردهاند؛ خب این حدودش کجاست؟ / ۳۰۰ سال پیش گفتند حد این روستا دریا یا جنگل یا کوه است؛ آیا اصلا میتوانستند که تا حریم اینها را وقف کنند یا نه؟ / بعضی وقتها مردم اصلا نمیدانند یک زمین وقف است؛ یک دفعه سندی از موزه درمیآید که فلانجا وقف است.
رئیس قوه قضاییه با آسیبشناسی مقولهی «وقف» و «موقوفات» بیان داشت: مقولهی «وقف» از دیگر مقولات مرتبط با موضوعِ «زمین» است که در بسیاری از مناطق کشور وجود دارد و مسائلی را برای مردم و دستگاهها ایجاد کرده است. برای نمونه، فردی ۴۰۰ سال یا حتی ۱۰۰ سال پیش یک زمین یاروستا را وقف کرده است؛ در اینجا مسائل و موضوعات گوناگونی وجود دارد؛ اولاً باید عنایت داشت که حدود و ثغور اراضی و مختصات جغرافیایی زمینها در طول این دههها و حتی قرنها که از وقف آنها گذشته، بعضاً تغییر کرده است؛ ثانیاً در بسیاری از این موارد، باید مشخص شود آیا فردِ واقف، مالکِ آن زمین یا روستا بوده است؟ قطعاً فردی که مالک نبوده، صلاحیت وقف نداشته است. ثالثاً فردی که چشمه یا شنزار را فرضاً چهار قرن پیش وقف کرده، آیامیتوانسته این کار را انجام دهد؟ آیا آن شنزار، در زمره زمینهای مَوات (زمینهای مرده و بیجان) نبوده است؟ اینها مباحث مفصلی است که پیرامون آنها نیاز به تحقیقات «شرعی»، «حقوقی» و «میدانی» است. در بسیاری از استانهای کشور، موضوع وقف و موقوفات، کم یا زیاد وجود دارد. در بسیاری از نقاط تهران نیز این موضوع مطرح است؛ باید توجه داشت که برای کثیری از مردم درخصوص برخی از اراضی که ادعای وقف آنها مطرح است، گرفتاری پیش آمده است؛ نه میشود برای آنها سند صادر کرد و نه میشود برای آنها سند صادر نکرد. این موضوع را ما بعنوان کارگزاران حکومت باید حل کنیم.
قطعاً هر عقل سلیمی حکم میکند که وجود قانون از فقدان آن، بهتر است؛ فقدان قانون اثرات سوئی به همراه دارد؛ زمانی من به فردی که از نقص قانون در موردی گلایه میکرد توصیه کردم که نسبت به اصلاح قانون و یا وضع قانون جدیدی در آن موردِ مشخص اقدام کند که او در پاسخ به من گفت فقدان قانون در این زمینه، بهتر و مطلوبتراست! و این فقدان قانون و یا تفسیرپذیری آن، دست ما را باز گذاشته است! و چنانچه قانون مُتقن و مشخصی در این زمینه وجود داشته باشد، دست و پا گیر میشویم! قطعاً این نگاه و رویکرد، عُقلایی و منطقی و صواب نیست.
منبع: میزان
